عباس اقبال آشتيانى

82

تاريخ مغول ( از حمله چنگيز تا تشكيل دولت تيمورى ) ( فارسى )

استيلاى خانه‌برانداز مغول بسيارى از آباديهاى معتبر چين و ماوراءالنهر و ايران و عراق و شام را از ميان برد و عدهء بىشمارى از فضلا و علما را كشت و كرورها مجلد كتاب و نسخه‌هاى گرانبها را در خاك نيستى مدفون كرد ولى به محو قوم چينى و ايرانى و زبان و ادبيات اين دو ملت باستانى متمدن موفق نيامد بلكه شعلهء شور مليت ايرانى و چينى كه اندك مدتى بر اثر سردى دم مشتى بيابان‌گرد غارتگر پست شده بود بتدريج سركشيد و فرزندان چنگيز را مروج دين اسلام و بودائى و آداب زبان فارسى و چينى كرده رابطهء ايشان را با يورت اولى و همجنسان اصلى به كلى مقطوع نمود . اين نكته را نيز نبايد فراموش كرد كه ترك آدابى از طرف يك قوم و قبول آداب قوم ديگر از امورى نيست كه به زودى صورت گيرد و در طول زندگانى يك نسل و دو نسل واقع شود چه هر قدر هم در اين باب سعى به عمل آيد باز زمان را در آن دخالتى عظيم است مخصوصا اين حكم در باب عادت و مراسمى كه براى تبديل آنها موجب آنى مهمى در ميان نباشد بيشتر صدق مىكند و گاهى نيز مىشود كه آداب غالب و مغلوب با هم امتزاج حاصل كند و از اين عمل يك رشته آداب ديگرى بوجود آيد . راست است كه آداب مغول بعد از استيلاى ايشان بر ممالك متمدّنه مغلوب آداب متمدنين گرديد ولى باز بسيارى از آنها كه موجب بر ترك آنها نبود ( مثل قبول مذهب مغلوبين ) و يا چنگيزيان به علت تعلق بخان خود آنها را معمول مىداشتند ( مثل ياساى چنگيزى ) مرسوم و مرعى ماند و بمغلوبين نيز سرايت كرد . ما در اينجا ذيلا به پاره‌اى از آداب و مراسم مغول كه در ايام حكومت فرزندان چنگيز بر ايران معمول بوده اشاره مىكنيم و شرح تأثير آداب اسلامى و ايرانى را در مغول براى موقع ديگر مىگذاريم . چون همراهان چنگيز خان از طوايف مختلفهء مغول و تاتار بوده‌اند از نظر صفات و مميزات نژادى نمىتوان جميع ايشان را تحت يك عنوان آورد بلكه بايد گفت كه لشكريان چنگيزى مثل تاتارهاى امروزى اگرچه همه تحت يك اسم و عنوان آمده باز در ظاهر قيافه و طول قامت و رنگ پوست و وضع بينى و جمجمه مختصر اختلافاتى با يكديگر داشته‌اند . با تمام اين احوال باز در ميان جميع اقوام مغول و تاتار يك رشته علائم ظاهرى و مميزات